close
تبلیغات در اینترنت
عکس و بیوگرافی هنرمندان و بازیگران - 9

عکس و بیوگرافی هنرمندان و بازیگران - 9

عکس و بیوگرافی هنرمندان و بازیگران - 9,بیوگرافی بازیگران,زندگینامه بازیگران,بیوگرافی بازیگران ایرانی,بیوگرافی خوانندگان,بیوگرافی بازیگران خارجی,شرح حال بازیگران,بیوگرافی هنرمندان,زنان ,بیوگرافی بازیگران خارجی ...

زندگینامه محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

نام: محمدرضا گلزار

تاریخ تولد : ۱۱/۱/۱۳۵۶

تاریخ تولد شناسنامه اى : ۱/۱/۱۳۵۶

مدرك تحصيلي: فارغ التحصيل رشته مهندسي مكانيك از دانشگاه آزاد اسلامي.

پیشینه

گلزار فارغ‌التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد اسلامی می‌باشد.

گلزار در سال ۱۳۷۹ برای نخستین بار در فیلم سام و نرگس ساخته ایرج قادری بازیگری سینما را تجربه کرد. با اینکه چند باری تا آستانهٔ بازی در فیلم‌های کارگردانانی چون بهرام بیضایی برای فیلم لبه پرتگاه، داریوش مهرجویی برای فیلم مهمان مامان، مسعود کیمیایی برای فیلم سربازان جمعه و ابراهیم حاتمی کیا برای فیلم دعوت پیش رفت اما هیچ کدام به نتیجه نرسید. فیلمنامه شیش و بش توسط گلزار در سال ۱۳۸۶ در بانک فیلمنامه ثبت شده بود.

او فعالیت موسیقی خود را از سال ۱۳۷۶ به عنوان گیتاریست با گروه آریان آغاز کرد. او در نواختن گیتار، ارگ و پرکاشن مهارت دارد. وی همچنین قصد داشت که با گروه دارکوب کار کند که به دلایلی این همکاری پیش از آن که آغاز شود، پایان یافت. او هم اکنون یک گروه موسیقی مستقل با نام REZZAR دارد. REZZAR مخفف نام محمدرضا گلزار است و او این برند را به نام خودش ثبت کرده‌است.

به ورزش‌های اسکی، والیبال، بیلیارد و شنا علاقه دارد. کارت مربیگری اسکی دارد. به گفته خود محمدرضا گلزار، از ۶ سالگی والیبال را دنبال می‌کرده‌است. وی از سال ۱۳۸۳ کاپیتان تیم والیبال هنرمندان بود که مسابقات آن برای کارهای خیرخواهانه بر‌گزار می‌شد اما از سال ۱۳۸۶ به خاطر مشغله کاری از تیم کناره گرفت. وی مربی بدن ساز تیم ارتعاشات صنعتی در سال ۱۳۸۷ به درخواست آقای شهیدیان بوده‌است.

او با توجه به علاقه زیاد به دنیای مد و مدلینگ توانست در سال ۱۳۸۰ به عنوان اولین مرد فتومدل بعد از انقلاب ظاهر شود. جزو اولین مدل‌های تبلیغاتی ایران بود که عکسش برای تبلیغات ایکات بر روی بیلبوردهای تبلیغاتی رفت پس از اکران فیلم شام آخر در سال ۱۳۸۰ شرکت ایکات از رضا دعوت کرد و او سال ۱۳۸۱ با این شرکت قرارداد بست وی همچنین به عنوان مدل آگهی‌های تبلیغاتی شرکت‌هایی همچون چرم و شیرآوران نیز فعالیت داشته‌است.

روزنامه نگار و یکی از اعضای تحریریهٔ مجلهٔ رویش در سال ۱۳۸۷.

او چند سال مجموعه زیبایی برای آقایان به نام Men's Club را اداره میکرد که این مجموعه در سال ۱۳۹۰ تعطیل شد.

این هنرمند در سال ۱۳۹۲ اولین ترانه خود را به صورت حرفه ای منتشر کرد و قصد دارد به فعالیت خوانندگی ادامه دهد.

فعالیت های او در زمینه موسیقی:

او فعالیت موسیقی خود را از سال ۱۳۷۶ به عنوان گیتاریست با گروه آریان آغاز کرد.او در نواختن گیتار،ارگ و پرکاشن مهارت دارد.

وی همچنین قصد داشت که با گروه دارکوب کارکند که به دلایلی این همکاری پیش از آن که آغاز شود ،پایان یافت

فعالیت های او در زمینه ورزشی:

اودر زمینه های اسکی و والیبال فعالیت دارد و به ورزش های اسکی،والیبال،بیلیارد و شنا علاقه دارد.

او کارت مربیگری اسکی دارد.به گفته خود محمدرضا گلزار،وی از ۶سالگی والیبال را دنبال می کرده است.

وی  از سال ۸۳ کاپیتان تیم والیبال هنرمندان بود که مسابقات آن برای کارهای خیرخواهانه برگزار می‌شد اما از سال ۱۳۸۶ به خاطر اختلاف با مربی این تیم و مشغله کاری از تیم کناره گرفت.

در حال حاضر وی مربی بدن ساز تیم ارتعاشات صنعتی است.او از سال ۸۷ به درخواست آقای بهشتیان به تیم ارتعاشات صنعتی ملحق شد.

فتو مدل:

او با توجه به علاقه زیاد به دنیای مد ومدلینگ توانست در سال ۸۰به عنوان اولین مرد  فتو مدل در طول ۲۷سال ظاهر شود.

*جزو اولین مدل هاى تبلیغاتى ایران بود که عکسش براى تبلیغات ایکات بر روى بیلبوردهاى تبلیغاتى رفت پس از اکران فیلم شام آخر در سال ۸۰ شرکت ایکات از رضا دعوت کرد و او  سال ۸۱ با این شرکت قرارداد بست و بعد از آن دوباره تمدید شد اما او دیگر حاضر به این تجربه ى تبلیغاتى نیست .

وی همچنین به‌عنوان مدل آگهی‌های تبلیغاتی شرکت‌هایی همچون چرم و شیرآوران نیز فعالیت داشته‌است.

فعالیت های متفرقه:

مدیریت Men’s Club

روزنامه نگار و یکى از اعضاى تحریریه ى مجله ى رویش

*نشریه ى خبرى ، تحلیلى ، اطلاع رسانى رویش : از مهر ۸۷ (شماره ى ۱۰) به عنوان دبیر ستاره هاى سینما و موسیقى فعالیتش را در این مجله شروع کرد  و دلیل انتخاب این مجله هم این بود که رویش را یک مجله ى تخصصى مى داند . از آن سو قول گرفته است تا در این مجله هیچ گونه مطلبى چه به درست یا به غلط علیه کسى چاپ نشود . او به شدت با مطالب منفى و به خصوص مطالبى که علیه دیگران و در مورد زندگى شخصى افراد نوشته مى شوند مخالف است . او براى پر کردن صفحاتى که در اختیارش است از وجود یک تیم بهره مى گیرد و در واقع یکسرى افراد نوشته و ایده هایشان را مى آورند و آن ها بهترین ها را براى چاپ در مجله انتخاب مى کنند . او هدف خود را اطلاع رسانى مى داند . و مواردى نظیر : پیشنهاد نوع پوشش ، نوع آرایش ، تغذیه ، برند هاى مناسب و مواردى از این دست که برازنده ى جوان ایرانى است را ارائه مى کند .

همچنین محمدرضا گلزار درسال ۹۱ مرکز سولاریومی به نام “سان پینت” را در کشور دوبی تاسیس کرد.

فیلم شناسی:

۱٫سام ونرگس              ایرج قادری-۱۳۷۹

۲٫زمانه          حمیدرضا صلاح مند- ۱۳۷۹

۳٫شام آخر               فریدن جیرانی- ۱۳۸۰

۴٫بالای شهر پایین شهر     اکبرجامی- ۱۳۸۰

۵٫بوتیک                حمید نعمت الله- ۱۳۸۱

۶٫چشمان سیاه              ایرج قادری-۱۳۸۱

۷٫زهرعسل              ابراهیم شیبانی-۱۳۸۱

۹٫کما                     آرش معیریان- ۱۳۸۲

۱۰٫گل یخ           کیومرث پوراحمد- ۱۳۸۳

۱۱٫شام عروسی      ابراهیم وحیدزاده-۱۳۸۴

۱۲٫آتش بس              تهمینه میلانی- ۱۳۸۴

۱۳٫تله                    سیروس الوند- ۱۳۸۵

۱۴٫کلاغ پر          شهرام شاه حسینی-۱۳۸۶

۱۵٫توفیق اجباری  محمدحسین لطیفی- ۱۳۸۶

۱۶٫مجنون لیلی            قاسم جعفری-۱۳۸۶

۱۷٫مثل آن شب           شهرام میراب-۱۳۸۷

۱۸٫دو خواهر                حمد بانکی-۱۳۸۷

۱۹٫دموکراسی در روز روشن عطشانی- ۱۳۸۸

۲۰٫شیش وبش           بهمن گودرزی-۱۳۸۹

۲۱٫در امتداد شهر        علی عطشانی-۱۳۸۹

۲۲٫من تو                   محمد بانکی-۱۳۹۰

۲۳٫سریال ساخت ایران   محمدحسین لطیفی ۱۳۹۰-۹۱

پیوند به بیرون:زندگی نامه محمدرضا گلزار

زندگینامه بهنوش بختیاری

بیوگرافی بهنوش بختیاری

زندگینامه بهنوش بختیاری از زبان خودش:

من در 29 اردیبهشت 1354 در تهران به دنیا آمدم. کودکی ام مثل کودکی خیلی های دیگر با کلی امید و آرزو سپری شد. من هم مثل خیلی از هم نسلان و هم جنسانم به زندگی نگاه می کردم. با همان رویاهای دست یافتنی و دست نیافتنی. بعد از گذراندن تحصیلات ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان وارد دانشگاه آزاد شدم آن هم در رشته مترجمی زبان فرانسه. این رشته را تا گرفتن مدرک کارشناسی در واحد تهران مرکز گذراندم و بعد با ورودم به دنیای سینما تمام چیزهای اطرافم تغییر کرد. بگذارید ماجرای سینما را کمی مبسوط تر بگویم. من قبل از بازیگری به عنوان منشی صحنه به سینما وارد شدم. در کنار آن در مدرسه «رسام هنر» یک دوره یک ساله تئاتر را هم زیر نظر خانم مهتاب نصیرپور گذراندم.

از خاطرات خوش آن سال ها می توانم به کار در پشت صحنه فیلم «مهمان مامان» استاد داریوش مهرجویی اشاره کنم که در سمت منشی صحنه در کنار سایر عوامل تولیدی این فیلم حضور داشتم اما در همان دوران هم سودای بازیگری و بازیگر شدن را در سر می پروراندم. سرانجام سال 1375 بود که این فرصت برایم به وجود آمد و در مجموعه «هوای تازه» ساخته آقای محمد رحمانیان بازیگری را آغاز کردم و به عرصه جدیدی در دنیای سینما وارد شدم. همان چیزی که گفتم سودایش را در سر داشتم و همین اتفاق باعث شد تا امروز بازی کنم و در کنار شما باشم و خیلی از شما من را به عنوان یک بازیگر بشناسید تا یکی از عوامل پشت صحنه فیلم. خواندن البته از نوع مجازش یکی دیگر از دغدغه های همیشگی ام بود.

در تمام این سال ها و در کنار بازیگری کلاس های آوازم را رها نکردم و ادامه اش دادم. فکر می کنم این تمام ماجرای حضور من تا امروز در کنار شماست. چیزی که توضیح بیشترش خارج از حوصله این صفحات است. فقط در پایان دلم نمی آید به نام یکی دونفر که در پیشرفت کاری ام خیلی به آنها مدیون هستم اشاره نکنم. کسانی که امروز در میان ما نیستند و شاید این اشاره به آنها ادای دینی باشد به محبت هایی که در حق من داشته اند. اول از همه زنده یاد حمیده خیر آبادی که مثل فرزندی به او علاقه داشته و دارم و بعد هم زنده یادان اردشیر افشین راد و مهدی ابالسلط. روحشان

شاد.

مثبتم، حقه باز و منفعت طلب!

واقعیت این است که خودم را خیلی نمی شناسم.گاهی وقت ها می گویم کاش آنقدر خودم را می شناختم که تکلیفم روشن بود و خوش به حال کسانی که پی بردند چطور افرادی هستند. اما برای اینکه خودم را بشناسم زحمت می کشم، مطالعه می کنم، به خودم رجوع می کنم.مشاوره می روم و معتقدم نیاز به خودشناسی فقط مشکل من نیست.بشر از ابتدا که خلق شد، قصد داشته ماهیت خود را کشف کند و فکر می کنم همیشه هم ناموفق بوده است. به نظرم انسان آنقدر پیچیدگی های مختلف دارد که نمی شود در یک جمله خودش را تعریف کند اما روی هم رفته خودم را شخص مثبتی می بینم البته حسادت و حقه بازی های خودم را دارم و گاهی اوقات منفعت طلب هستم.

همه این خصیصه ها در وجود من است اما اساسا سعی می کنم در عکس العمل هایم این خصیصه های منفی را بروز ندهم.مثلا سعی می کنم اگر به کسی حسادت می کنم تا جایی که ممکن است این حسادت را در عملم بروز ندهم و نخواهم جایی از آن آدم بدگویی کنم تا حسادتم را اضافه کرده باشم یا خود آن شخص را با نیش زبان آزار نمی دهم.در واقع تلاش می کنم آن حس حسادت در خودم باقی نماند.

در مرداب گل نیلوفر بمان

یک وقت هایی کاری انجام داده ام که اشتباه بوده و آنقدر جالب تاوان آن را پس داده ام که تصمیم گرفته ام آدم خوبی باشم.وقتی کارهای خوب هم انجام می دهم صدبرابر آن به من برگردانده شده است. اما به هر حال من هم یک انسانم و خصوصیات منفی هم دارم و سعی می کنم روی آنها کار کنم، به خصوص که در دنیایی زندگی می کنیم که خوب بودن کار آسانی نیست. با این حال این جمله را با خودم همیشه تکرار می کنم: در مرداب تو باید گل نیلوفر بمانی.جایی که همه اشکال دارند اگر تو آدم خوبی باشی حتی اگر از خیلی چیزها عقب بیفتی با این حال فکر می کنم باز هم نیلوفر ماندن بهتر است.

خلافکار موفقی می شدم!

من در حقه بازی به شدت حرفه ای هستم، در مسائل حقه بازی خیلی باهوشم، یعنی اگر قرار بود در مسیر نادرست قرار بگیرم قطعا در آن کار موفق می شدم. به خصوص که در کار سینما نمی توان حقه باز نبود و باید یکسری زرنگ بازی ها را بدانی.اما از آنجایی که به شدت به قضیه کارها معتقدم، از عکس العمل بیرونی کارهایم می ترسم. در زندگی من انعکاس کارهایم به شدت وجود داشته است. خداوند در خواب ها یا نشانه های زندگی ام این انعکاس را به من ثابت کرده است.

غیبت کردم و دهانم آفت زد

یادم می آید یک بار به صورت ناجوانمردانه راجع به کسی صحبت می کردم.خودم هم حس می کردم صحبتی که می کنم پوچ است و صرفا از روی بدجنسی آن حرف ها را بازگو می کنم. در واقع خودم واقف بودم که کار انجام می دهم.خیلی عجیب بود که وقتی به خانه ام برگشتم احساس کردم در دهانم سوزش حس می کنم. به دکتر مراجعه کردم و متوجه شدم دهانم پر از آفت شده است.منظورم این است که آن غیبت کردن به سرعت روی زندگی و بدن من نشان داد، طوری که واقعا از قضیه کار می ترسم.

صفات خوب من؛ می بخشم، مادی هم نیستم

هرچه از بی ارادگی ام بگویم کم گفته ام. مثلا وقتی کسی می گوید تصمیم گرفتیم و شد را درک نمی کنم. اصلا نمی دانم تصمیم گرفتن چه هست. بعضی مواقع به شدت تنبلی می کنم که نباید بکنم اما در عین حال بیش از اندازه دل رحم هستم، یعنی زمانی که بدترین کار را در حقم می کنند اصلا نمی توانم آن فرد را نبخشم. خدا را شکر می کنم که این بخشش در وجودم هست.

یکی دیگر از اخلاق های خوبم سخاوت من است. بخشیدن و از پول گذشتن که کمتر کسی آن را دارد در وجود من هست. من به مسائل مادی دنیا دل نمی بندم. بداخلاقی هم ندارم و همیشه آدم خوش رو و بانشاط و سرحالی هستم.

صفحات عکس و بیوگرافی هنرمندان و بازیگران - 9


تعداد صفحات : 10